معصومه ضیایی

 

  

دیدار
 

آفتاب دو نیمه می‌شود

نیمی تو

نیمی من

 

پرندهیی خاموش

گلو صاف می‌کند

 

به هم که می‌رسیم

کلمه‌ها گم می‌شوند

 

سال‌های رفته را

در آغوش می‌کشیم

 

31 Juli 2005

 

 

زرد و نارنجی

 

زرد و نارنجی

بهار ديروز

در چنگ باد!

 

مه پوشانده ست

همه چيز را

درخت‌ها

خيابان‌ها

و يادهای مرا. . .

نام تو را نيز!

 

پچ‌چ می‌کنند

برگ‌های خزانی

زنی

با روياهای رنگينش می‌گذرد!

 

پوشيده در مه

روزهای پاييزی

رازها و آرزوهای من!

 

پاييز

عبور زنی

با پيراهن سرخ!

 

پاييز 2004  / 83