|
|
|
|
|
پگاه احمدی
|
|
گِتر، تا ته ِ اَروند
زیلو ضجّه زهر زیرنویس ِ زبر ِ زلزله ی بم خونمرده ، خم . . . دوباره در باز است وُ " تیر " زخم تر از آنکه من متولد شوم زخم ، عمیق تر از نفتکش وُ نفرت است زیلو به زیلو وَ رف به رف تا دف ، نه می زنم نه می خوانم ! خون ، تا سیلو به کارد می زند وُ کار، هنوز، نیمه تمام است از قندهار تا غدغن می روم از این کمربندی به آن کمربند وُ از آن کمر به همان آفتاب ِ بی آجر که گرم ، بنویسم وَ گود ، تا داغ وُ رگ بروم شاید دوباره گِتر کنی وُ گچ ، با چکمه ام سیاه شود یک شاخه توُ بیاید و قبل از آنکه کود شویم ، رسیده باشیم آن سر ِ اروند رود ...
حالا لاله ، خون خون ، جنون وَ باز ، " ژاله " از آواز وُ درد می گذرد ! حالا گِتر تا ته ِ اروند می روم وَ داغ پشت ِ داغ ، باغ ، فراموش می شود ... بخوان ! که دست ، خصوصی صدا ، خصوصی وَ ریشه ، رگ ، تگرگ خصوصی شود که خون به خون وَ جان به جان در این رگ ِ بی خانمان ، خراب شویم ! حالا : رعشه ، تک نشئه ، تک سیمان ، سرنگ ، صدا ، تک حالا دیگر دلم برای خودم هم لک نمی زند
شاهنامه بس ! رودابه ، زال ... بس ! این بار فال ، سرخرگ ِ ساعت است ! شاید دوباره خسته از خنده از گریه از گریز ، یادم بیاید آخر تو از کدام خرابه آمده بودی من از کدام خدا ؟ که نه " شور " نه " ماهور " حتی " سه گاه " هم دیگر صدای باد وُ ولنجک نمی دهد ... اما هنوز یک دل آکاردئون وَ یک دلم با درد ، پنجره را بر دوره گرد می بندد .
تیر 84
|
|